این ابتدای عریانی ست
!دیر یا زود, بالاخره شلیک می کنم
برای مردن من این ارتفاع کافی نیست باید از چشمان تو بیفتم *** گنجشکی پرید شاخه ای برایش دست تکان داد هرگز از مرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود هراس من-باری-همه از مردن در سرزمینی ست که مزد گور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشد *** جستن یافتن و آن گاه به اختیار برگزیدن و از خویشتن خویش بارویی پی افکندن- اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
| Design By : Night Skin |


