این ابتدای عریانی ست
!دیر یا زود, بالاخره شلیک می کنم
سیاه مشق کودکانه (از نزار قبانی-شاعر دمشقی) گناه من بزرگترین گناه من ای شاهزاده ی دریا چشم من دوست داشتن تو بود آن گونه که کودکان دوست دارند (بزرگترین عاشقان کودکانند) نخستین اشتباه من(ونه آخرین) زیستن بود با سر گشتگی آماده ی حیرت از گردش ساده شب و روز و آماده تا هر زنی که دوستش دارم هزار پاره ام کند تا با آن شهری بسازد و آن گاه ترکم کند چون غباری. ضعف من دیدن دنیا بود با منطقی کودکانه. اشتباه من بیرون کشیدن عشق بود از غار تاریک به روشنایی ها وگستردن سینه ام بود چون کلیسایی در گشوده برای تمامی عاشقان. سلام ماهی ها... سلام ماهی ها سلام قرمز ها سبز ها طلایی ها به من بگویید آیا در آن اتاق بلور که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است و مثل آخر شب ها ی شهر بسته و خلوت صدای نی لبکی را شنیده اید که از دیار پری های ترس و تنهایی به سوی اعتماد آجری خوابگاهها و لای لای کوکی ساعت ها و هسته های شیشه ای نور-پیش می آید؟ و همچنان که پیش می آید ستاره های اکلیلی از آسمان به خاک می افتند و قلب های کوچک بازیگوش از حس گریه می ترکند.
| Design By : Night Skin |


